بيماريهاي متابوليك در طيور
بيماري آسيت يكي از متداول ترين عوارض متابوليكي در طيور است كه بطور وسيع در گله هاي مرغ در همه دنيا ديده مي شود اين بيماري اغلب در جوجه هاي گوشتي كه داراي رشد سريع هستند گرفتاريهاي زيادي بوجود مي آورد. علامت مشترك در اين بيماري جمع شدن مقدار زيادي ماده سرمي شكل در محوطه شكمي است شرايط ذكر شده اغلب موجب تلفات در مرغهاي گوشتي و يا حذف لاشه در كشتارگاه مي گردد. در شرايط شيوع بيماري در گله درصد مرگ و مير بين 2 تا 10 درصد مي باشد. علل مختلفي در بوجود آمدن اين عارضه وجود دارد از اينرو بيماري بصورت سندرم مي باشد. سندرم آسيت به علت نارسائي قلبي و افزايش خون وريدي و تجمع بيش از حد مايع در كبد و نفوذ آن به حفره شكمي مي باشد.
سابقه بيماري: اولين گزارشي كه در مورد اين سندرم داده شده است از پولت هاي بوقلمون در ايالت آيوواي آمريكا در سال 1946 بوده است. بعداً در سال 1985 يك سري گزارشهاي جديد در مورد مشاهده بيماري آسيت مسئله مهمي را بويژه در نقاطي كه ارتفاع ان بالاتر از 1500 متر از سطح دريا بود در گله هاي گوشتي بوجود آورد و بيماري در آفريقاي جنوبي و مكزيك نيز گزارش داده است كه در پاره اي موارد تلفات ناشي از اين بيماري تا 30 درصد رسيد در ابتدا به دليل شيوع زياد اين بيماري در نقاط مرتفع ، آن بيماري را ارتفاع نيز ناميدند. ولي اين نام مقرون به واقعيت نبود زيرا بعداٌ شيوع اين بيماري در همه نقاط دنيا از جمله انگلستان، ايتاليا و آلمان و كوبا گزارش داده شد كه در نقاط مختلف نام هاي مختلفي مانند ورم طيور يا ادما و بيماري پرخئني قلب و بيماري شكم آبي به آن داده شد. طبق بررسي هاي بعمل آمده توسط ماكسول و رابرتسون در سال 1996 اين بيماري در 18 كشور از 4 قاره دنيا مشخص شد. در كانادا 7/4 درصد از مرغهاي گوشتي به اين بيماري مبتلا بودند كه موجب حذف لاشه آنها از كشتارگاه گرديد. آمار و ارقام نشان داد كه در اثر توسعه اين بيماري مجموع لاشه هاي حذفي حتي به 19 درصد رسيد كه اين امر سبب ضرر و زيان فراواني گريد بطور كلي ضرر و زيان اين بيماري در كشورهاي مختلف دنيا ميليون ها دلار در سال تخمين زده مي شود.
سن ابتلا به بيماري: بيماري در سن 5 - 4 هفتگي تشخيص داده مي شود ولي در جوجه هاي سه روزه نيز گزارش داده شده است و احتمالاً كمبود اكسيژن در دوران جنيني باعث وقوع آسيت در جوجه ها در مراحل اول زندگي مي گردد. ولي اغلب شيوع بيماري در 4 هفتگي است و بيشتر در خروس ها ديده مي شود طبق گزارشات وجود بيماري در اردك هاي جوان و طيور زينتي و قرقاول نيز تشخيص داده شده است.
علائم باليني و جراحات: جوجه هاي مبتلا به آب آوردگي شكم داراي شكم هاي بزرگ هستند.
گاهي در داخل محوطه بطني بيش از (cc 500) مايع تجمع مي يابد كه اين مايع، زلال و به رنگ زرد روشن و گاهي همراه با خونابه يا فيبري و يا بدون دلمه همراه با تركيبات سلولي شامل گويچه هاي قرمز، گويچه هاي سفيد (لنفوسيتها) و ماكروفاژها ديده مي شود، نشاني هاي ديگر عبارتند از خميدگي و نفس تنگي با پرهاي ژوليده ، كاهش رشد، گيجي و بي حالي و در موارد شديد بيماري حالت سيانوژه شدن به ويژه در اطراف تاج، در هنگام جدا كردن طيور بعضي از آن ها دفعتاًٌ دچار تشنج شده و تلف مي گردند . ورم زير جلدي نيز ندرتاً ديده مي شود. در هنگام باز كردن شكم مقداري مايع كهربائي روشن (لنف) مشابه پلاسماي خون مشاهده مي شود به اضافه آب آوردگي ژلاتيني پرده قلب و بزرگ شدن آن و انبساط بطن قسمت راست به چشم مي خورد اگر چه وزن خود در قلب در جوجه هاي مبتلا و جوجه هاي سالم مشابه است ولي ظاهراً قلب بزرگتر و شل تر به نظر مي رسد وزن بطن راست كه در شرايط معمولي 20 درصد است به 40 درصد ميرسد كبد جوجه هاي مبتلا منظره گوناگوني دارد چروك و وسيع شده با غده هاي كوچك يا ره رگه با لبه هاي گرد ديده مي شود ممكن است اغلب، پرده هاي غليظ خاكستري شبيه به ژلاتين و دلمه هاي فيبري توام باشد كه سبب چسبندگي مي شود. شش پرنده مبتلا اغلب رنگ پريده و يا متمايل به خاكستري ، چروكيده و حاوي ادم است. كليه ها اغلب بزرگ شده و پر خون حاوي اورات مي باشد، طحال كوچك است و در روده ها پرخوني وسيع وجود دارد.
برای خواندن ادامه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
